• امروز : چهارشنبه, ۴ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 26 August - 2026
0

که مردم میخواهند زندگی کنند؟

  • کد خبر : 3745
  • ۰۴ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۷
که مردم میخواهند زندگی کنند؟

  که مردم می‌خواهند زندگی کنند؟ واکاوی رویکرد ساده‌انگارانه در قبال استعمار، معیشت و امنیت ملی در سپهر سیاست ایران، همواره یک پرسش بنیادین در لحظات سرنوشت‌ساز مطرح بوده است: نسبت زندگی ومعیشت مردم با ساست های نظام چیست؟ این پرسش، نه یک شعار احساسی، که یک معیار راهبردی برای سنجش کنش‌گری سیاسی جریان‌هایی است […]

 

که مردم می‌خواهند زندگی کنند؟

واکاوی رویکرد ساده‌انگارانه در قبال استعمار، معیشت و امنیت ملی

در سپهر سیاست ایران، همواره یک پرسش بنیادین در لحظات سرنوشت‌ساز مطرح بوده است: نسبت زندگی ومعیشت مردم با ساست های نظام چیست؟ این پرسش، نه یک شعار احساسی، که یک معیار راهبردی برای سنجش کنش‌گری سیاسی جریان‌هایی است که مدعی نمایندگی ملت‌اند. در بحبوحه تنش‌های اخیر منطقه‌ای، جنایات آشکار آمریکا و اسرائیل در به شهادت رساندن فرماندهان و رهبر عالی‌قدر ایران، و فشار حداکثری اقتصادی بر سفره مردم، بار دیگر رفتارشناسی برخی جریانات سیاسی نشان می‌دهد که این طیف، در بزنگاه‌های تاریخی، امنیت ملی و معیشت مردم را گروگان دیپلماسی التماسی و خوش‌بینی ساده‌لوحانه به استعمار گرفته است.

ساده‌انگاری استعماری؛ از اعتماد به لبخند تا التماس برای مذاکره

این طیف در دو دهه اخیر، برخلاف تجربه‌های عینی تاریخی، همواره این گزاره را ترویج کرده‌اند که غرب، به‌ویژه آمریکا، شریکی قابل اعتماد برای حل بحران‌های ایران است. از برجام تا مذاکرات منطقه‌ای، رویکرد این جریان بر این پیش‌فرض نادرست بنا شده که اگر ایران «نرمش قهرمانانه» نشان دهد یا از حقوق راهبردی خود عقب‌نشینی کند، استعمارگران نیز دست از خصومت برمی‌دارند. نتیجه این محاسبه غلط چه بود؟

برجام را امضا کردند، ترامپ آن را پاره کرد.
به وعده‌های اروپا دل بستند؛اروپا تحریم‌های جدید وضع کرد.
دیپلماسی لبخند را پیش گرفتند؛ اسرائیل ترورهایش را در تهران علنی کرد.

این حلقه تکرارشونده از خوش‌باوری، نه‌تنها برای مردم امنیت نیاورد، بلکه هزینه‌های معیشتی و امنیتی سنگینی بر دوش نظام و ملت گذاشت. با این حال، همین جریان در مقام طلبکار، هر بار نظام و انقلابیون را به افراطی‌گری وجنگ‌طلبی متهم می‌کند تا کوتاهی‌های خود را پنهان کند.

 دیپلماسی التماسی؛ وقتی معیشت ابزار باج‌دهی می‌شود

در آخرین نمونه از این رفتار پرتناقض، پس از شهادت فرماندهان مقاومت و اقدامات خصمانه مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه امنیت ملی ایران، برخی چهره‌های شاخص به‌جای محکومیت قاطع متجاوز و مطالبه پاسخ سخت از دستگاه دیپلماسی و نظامی، موضوع معیشت و اقتصاد را به اهرمی برای فشار داخلی علیه پاسخ قاطع ایران تبدیل کرده‌اند.استدلال آنان به زبان ساده این است: مردم نمی‌توانند هزینه جنگ را بدهند؛ پس باید از تنش پرهیز کرد و به مذاکره بازگشت.

این تحلیل دو ایراد راهبردی بزرگ دارد:

۱. معیشت را سپر تجاوز می‌کند: اگر قرار باشد هر تجاوز خارجی به‌بهانه فشار اقتصادی بی‌پاسخ بماند، دشمن دقیقاً از همین نقطه ضعف برای بی‌ثبات‌سازی و افزایش فشار استفاده خواهد کرد. تجربه نشان داده تحریم و جنگ اقتصادی علیه ایران وابسته به پاسخ نظامی ایران نیست؛ بلکه تابع زیاده‌خواهی دشمن است.
۲. ساده‌انگاری مذاکره را تکرار می‌کند: فرض اینکه عقب‌نشینی در برابر ترور و تجاوز، آمریکا را به کاهش تحریم‌ها ترغیب می‌کند، دقیقاً همان خطای محاسباتی برجام است. دشمنی که رهبر عالی ایران را ترور می‌کند، به دنبال توافق نیست؛ به دنبال فروپاشی است.

طلبکاری از نظام؛ فرار روبه‌جلو از مسئولیت تاریخی

نکته تکان‌دهنده در رفتارشناسی این جریان، واژگون‌سازی جایگاه قربانی و متجاوز است. وقتی اصلاح‌طلبان با سیاست‌های انفعالی خود، میدان را برای زیاده‌خواهی دشمن باز می‌کنند، طبیعی است که نتیجه‌اش افزایش تحریم‌ها، فشار اقتصادی و ناامنی روانی برای مردم باشد. اما به‌جای پذیرش این مسئولیت، برچسب افراطی و جنگ‌طلب را به نظام و انقلابیونی می‌زنند که صرفاً به تجاوز آشکار پاسخ مشروع داده‌اند.این یک فرار روبه‌جلو از تاریخ است.

مردم ایران اما هوشمندتر از آن‌اند که تفاوت میان مدافع امنیت و بانی فشار را تشخیص ندهند. کسانی که امروز با ادبیات مردم می‌خواهند زندگی کنند تلاش می‌کنند پاسخ به ترور فرماندهان را محکوم کنند، فراموش کرده‌اند که اگر مقاومت نبود، امروز نه معیشتی بود، نه امنیتی، نه ایرانی برای زندگی کردن.

 زندگی، امنیت و عزت سه‌گانه به‌هم‌پیوسته

مردم می‌خواهند زندگی کنند؛ اما زندگیِ بدون امنیت، بدون عزت و بدون حاکمیت ملی، تنها یک سراب است. اصلاح‌طلبان باید پاسخ دهند که در مقابل ترور رهبر عالی‌قدر و فرماندهان نظامی، کدام گزینه جز پاسخ قاطع و هوشمندانه، «زندگی» را تضمین می‌کند؟ آیا التماس به آمریکایی که خون مردم ایران را مباح می‌داند، معیشت را بهتر می‌کند یا دشمن را جری‌تر؟

این جریان یا باید از توهم «گرگ مهربان» دست بردارد و به صف مدافعان امنیت ملی بپیوندد، یا صادقانه بپذیرد که پروژه ساده‌انگاری در برابر استعمار، ریشه اصلی فشارهای امروز بر سفره مردم است. در غیر این صورت، تاریخ قضاوت خواهد کرد که در بزنگاه‌های سخت، چه کسانی زندگی مردم را فدای منافع جناحی و توهمات دیپلماتیک کردند.

لینک کوتاه : https://gilonews.ir/?p=3745

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.